محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1344
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
خاقان سليمان مكان جماعتى از طايفهء يموت را برداشته بر سر قلعهء مباركآباد رفت و از دروازهء اصلمس بك ، قاجار پرناك سركشيكچى باشى كه با فتحعلى خان آشنائى تمام داشت داخل قلعهء مباركآباد شده بر سر محمّد خان تركمان و ميرزا احمد وزير او تاخته هر دو را به ديار عدم فرستادند . بعد از آن كار آن بلند اقبال بالا گرفته شهر استرآباد را جايگاه امارت خود قرار دادند . در آن اوان شكربك نام كرد جهان بيگلو كه به فندرسك و راميان استعلا داشت و تعدّى و اجحافش بىمنتها ، و مرتكب اتلاف جمعى از اشراف مىشد سران قاجار از مشاهدهء اين حالات به خدمت آن حضرت شتافته استدعاى قبول ايالت و امارت از ايشان نمودند . آن حضرت از اين امر تحاشى كردند . بالاخره فضلعلى بيگ شامبياتى و محمّد حسين خان قراموسانلو « 1 » و محمّد تقى بيگ سركشيك با ساير عظما و رؤساء آن حضرت را بر مسند امارت نشانيدند ، و در ركاب نواب فتحعلى خان به دفع شكر كرد راهسپار مراحل نصرت و اقتدار گشتند و بعد از مقاتله و محاربهء بسيار او را كشتند . پس از آن فضلعلى بيگ و محمّد تقى بيگ در حق نواب فتحعلى خان بد انديشيده سزاى خود را ديدند و رخت به ديار عدم كشيدند . نوّاب فتحعلى خان بعد از دفع دشمن و استيصال بدخواه متوجّه ساختن مهمّات استرآباد و حوالى و حواشى آن خطّهء ارمبنياد گرديد - انتهى . ميرزا حسن زنوزى خوئى از معارف اهل سلوك و عرفان ، و دانشمندان عهد خاقان مغفور فتحعلى شاه طاب ثراه در كتاب رياض الجنّه گويد : اصل ايل جليل قاجار از طايفهء مغول و از تركستانست . در ازمنهء استيلاى تيمورى بنابر پارهاى تقريبات از آن ولايت كوچ كرده به مملكت روم رفتند و مدّتها در آن ديار بسر مىبردند . بعد از چندى چون زياده از حدّ غيور ، و با جلادت و رشادت و صاحب حميّت بوده و به آسانى زير بار اطاعت كسى نمىرفته از روم كوچيده به ولايت گنجه كه گنجينهء آذربايجان بود ساكن شدند . و به سبب شتافتن به روم به قاچار موسوم گرديدند . و هميشه با جماعت لگزيّه در آن ديار جنگ و
--> ( 1 ) . مآثر سلطانيه : قراموسالو .